تبليغاتX
من و شب و آسمان - حالا چرا ؟
هرشب به آسمان حياط نگاه ميكنم و ...


آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟

بي وفا حالا كه من افتاده­ام از پا چرا ؟

نوشداريي و بعد از مرگ سهراب امدي

سنگدل اين زودتر مي­خواستي حالا چرا ؟

عمر ما را مهلت امروز فرداي تو نيست

من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنينا ما به ناز تو جواني داده­ايم

ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا ؟

وه كه با اين عمرهاي كوته  بي­اعتبار

اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چرا ؟

شور فرهادم به پرسش سر به زير افكنده بود

اي لب شيرين جواب تلخ سر بالا چرا ؟

اي شب هجران كه يك دم در تو چشم من نخفت

اينقدربا بخت خواب آلود من لا لا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي­كند

در شگفتم من ، نمي­پاشد ز هم دنيا چرا ؟

در خزان هجر گل اي بلبل طبع حزين

خامشي شرط وفاداري بود غوغا چرا ؟

شهريارا بي حبيب خود نمي­كردي سفر

اين سفر راه قيامت مي­روي تنها چرا ؟

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش |