![]() |
![]() |
|
| هرشب به آسمان حياط نگاه ميكنم و ... |
|
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟ بي وفا حالا كه من افتادهام از پا چرا ؟ نوشداريي و بعد از مرگ سهراب امدي سنگدل اين زودتر ميخواستي حالا چرا ؟ عمر ما را مهلت امروز فرداي تو نيست من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟ نازنينا ما به ناز تو جواني دادهايم ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا ؟ وه كه با اين عمرهاي كوته بياعتبار اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چرا ؟ شور فرهادم به پرسش سر به زير افكنده بود اي لب شيرين جواب تلخ سر بالا چرا ؟ اي شب هجران كه يك دم در تو چشم من نخفت اينقدربا بخت خواب آلود من لا لا چرا ؟ آسمان چون جمع مشتاقان پريشان ميكند در شگفتم من ، نميپاشد ز هم دنيا چرا ؟ در خزان هجر گل اي بلبل طبع حزين خامشي شرط وفاداري بود غوغا چرا ؟ شهريارا بي حبيب خود نميكردي سفر اين سفر راه قيامت ميروي تنها چرا ؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط آرش |
|
|
عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم عجب صبري خدا دارد …. اگر من جاي او بودم عجب صبري خدا دارد …. چرا من جاي او باشم همين بهتر كه خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق بي وجدان را دارد ! عجب صبري خدا دارد …:::::::… عجب صبري خدا دارد |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط آرش |
|
|
هر مرگ اشارتی است به حیاتی دیگر برگی از شاخه بر زمین فرو می افتد و تو میپنداری که دیگر نیست!! ولی برگ به کام زمین فرو می افتد و غذای خاگ می شود تا خاک بتواند ریشه های گرسنه را تغذیه کند تا بهاردیگری به جای این برگ فرو افتاده از شاخه برگهای بیشتر جوانه زند شاخه های کوتاه تر بلند تر گردد وقامت درخت رشیدتر!
پاییز زیبا فصل خداحافظی گیاهان خسته است از چرخه بالا نشینی و ریختن هرچه که دارند یعنی جانشان به پای آنان که هنوز نیامده اند!! آیا این چیزی جزعشقٍٍ است؟ اگر نیستی نبود آیا هستی معنا داشت؟
مردن عاشق نمی میراندش در چراغی تازه میگیراندش |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هرشب به آسمان حياط نگاه ميكنم ودرخيرگي غرق ميشوم تاشايد
تورا نگاه تورا درآن بيابم ولي افسوس كه ... |
|
RSS
|